تبليغاتX
naay
از هر باغي گلي

ياد تو را در سينه دارم هر زمان    عشق تو را در اين سر شوريده دارم همچنان

صبح عروس آسمان بر مردمان       روز رسول سرمدي خوش باد برپير و جوان

هر سائلي اميد لطف او به جان         ميدارد و خواهد شنيدن از لبانش يك بيان  

ما را اگر تو سر به سر دادي نشان       راهي ببيابيم از درون وادي اين بي نشان

صادق به گفتاري براي سالكان        كو جويد از اين عالم پر رنگ ، روزن از ميان

جان كلامت حكمت ما بندگان     لب كلامت بندگي ، در راه رب العالمان

يادم همي آيد ز اندرزت به ما         آن پند زيباي دل آرايت به ما

اي بندگان رفق و مدارا راه ما         ليكن نشايد  بود با نامحرمان

سالك در اين وادي نيابد راه ما       جز آنكه با خوبان بپيمايد رهان

جانان خود را زينتي ده سالكا         هان دور كن حرص و حسد را همزمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:2  توسط نای  | 

در آن سالهاي تنهايي كه شادي آفرين بود و نيز غم انگيز، يك چيز دغدغه ي هميشگي بود. در آن حالي كه عموما سرگرم خوشي و سرمستي بودند، يك چيز براي تو هميشه مشكل مي آفريد. هيچ لذتي نبود كه با غمي همراه نباشد . اما چرا لذت حضور او  بي غم بود. فقط وقتي ميرفت، دوباره غم مي آمد. اينها لحظاتي بود كه آرزو ميكردي كاش افكار ديگر كه مقتضاي زمان و احوال بود ترا از آن حال بيرون نمي آورد. آنها لحظاتي پاك بودند كه گاه در سكوت يك قبرستان ،يك اتاق ساده ي دانشجويي، و گاه در كنار بركه ي كوچكي به دست مي آمد. اما در لحظه اي كه نميدانستي چگونه اتفاق افتاد ،به ياد چيزهاي ديگر و خصوصا نيازهايي ميافتادي كه ....به يكباره در وادي ديگري بودي. آنگاه احساس گناه و كوچكي كه چرا  و چه چيزي ترا بيرون برد و به آن وضعيت انداخت. گاه ميخواستي از دوران و وضعيت طبيعي خودت خارج شوي . يعني ميشود اين نيازهاي جواني و سطح پايين را نداشته باشم و از آنها پاك و خالص شوم؟ كوشش ميكردي ، هزاران راه را ميرفتي  و به هزران در ميزدي. اما بازهم آنها با تو بودند. نمي دانستي كه گذر از اين مرحله و  طي كردن اين سير و مسير بالا و پايين و حفظ خاطره ، و بودن در خطرات و گذراندن مخاطرات و پيچيدگيهاي آن و رفت و آمد ميان دنياي پاك و دلخواه و دنياي هوسها و اميال و زرق و برقها و كوششها و كششها همان چيزي است كه تو به خاطر آن به اين عالم آمده اي . تركيب پيچيده ي اين رفت و برگشت و چرايي و چگونگي عمل و نگرش و بازتاب و فرايند مستمر تصحيح آن است كه زيباست و ترا مي سازد و زيبا مي سازد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 22:7  توسط نای  | 

اين نوشتار سعي بر كمك به تقويت قابليت ارائه ي فكر هاي نو و توسعه ي خلاقيت دارد. نوشتار حاضر داراي  سه بخش زير است:

1-     تعريف فكر بكر

2-     ويژگي هاي افرادي كه فكر بكر ارائه مي كنند

3-     توصيه هايي براي تقويت قابليت ارائه فكر بكر و به ثمر رساندن آن

تعريف : هر فكربكر ، مفهوم يا نظر ويا طرح جديدي با يك موضوع مشخص است. موضوع ممكن است از قبل موجود  ويا مطلب جديدي باشد كه به گونه اي جديد مطرح و تدوين شده باشد.. علاوه بر آن ، مفهوم يا مفاهيمي.... كه در آن فكر مطرح شده هم ممكن است جديد  و يا از قبل موجود باشد.

ويژگي افرادي كه فكر بكر ارائه ميكنند:

-         علاقمند به فكر كردن

-         علاقمند به بهبود وضع موجود( اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي،علمي...)

-         داراي قابليت تمركز و دقت

-         علاقمند به يافتن راه حلهاي جديد براي مسايل

-         مثبت انديش و اميدوار

-         داراي اعتماد به نفس

-         داراي قابليت آزاد كردن ذهن از مفاهيم و ساختارها ، از راه حلها و پاسخهاي معمول و سنتي به مسايل

-         داراي روحيه ي جستجو

-         تنوع و توسعه طلب

-         ريسك(مخاطره)پذير

-          داراي توان بررسي مسايل به لحاظ اقتصادي، فني، ...و هدايت فكر و عمل براي رسيدن به نظرگاهها و سيستمهاي جديد به منظور صرفه جويي يا استفاده ي بهينه از منابع مختلف

-         قدرت تجسم و طرح وضعيتهاي جديد

-         قدرت تشخيص فرصتهاي جديد و تعريف اين فرصتها به گونه اي روشن و مشخص

-         قابليت به كارگيري و تركيب ايده هاي جديد

-         قابليت نگرش به وضعيت موجود از زواياي متفاوت

-         عزم قوي و استمرار پايداري، تا حصول نتيجه

-         انعطاف پذيري و پويايي

 

 

 

 توصيه هايي براي تقويت قابليت ارائه ي فكر بكر و به ثمر رساندن آن

-         خود را در معرض افكار جديد قرار دهيد(از طريق رسانه ها، دوستان رقبا و همكاران)

-         براي خود در هر روز زماني براي گردش آزاد در محيطي ساكت داشته باشيد.

-         خود را از بمباران اطلاعاتي خصوصا در زماني كه در نيمه ي كار بر روي يك ايده ي جديد هستيد دور نگه داريد.

-         هيچ ايده ي كوچكي هرچند توسط افراد ساده باشد را دست كم نگيريد.

 

-         اوقاتي را براي نوشتن ايده ها و نتايج يافته ها و افكارتان داشته باشيد.

-         قابليت يادگيري خودتان را در بالاترين سطح حفظ كنيد. ايده ها ميتوانند از كوچكترين و ساده ترين مسايل شروع شوند. حل يك مسئله ي خانوادگي، تغيير يك رفتار، از بين بردن يك صداي خش و خش مزاحم، كاهش زمان انجام يك كار، كاهش هزينه و نيروي مورد نياز براي انجام يك كار، استفاده ي بهتر از يك وسيله، ساده سازي كار، همكاري  براي تشكيل يك كسب و كار، استفاده از يك ماده ي جديد براي توليد، تشكيل يك گروه فكري براي بهسازي ، ابداع روشي براي كاهش مسافرتهاي شهري، شيوه اي براي جلوگيري از پوسيدگي دندان، شيوه ي انتقال سريع بيماران به بيمارستانها در شهرهاي بزرگ، كاهش مصرف يا جلوگيري از تبخير آب در مناطق خشك و......

-         متون آرامش بخش را مطالعه كنيد(مانند اشعار زيبا، متون مذهبي از كتب آسماني و احاديث پيامبران و بزرگان)

-         براي خود بركت و رحمت و وسعت بخواهيد . آنگاه كه گرفتيد به ديگران به اندازه ي توانايي شان برسانيد.

-         به بالا نگاه كنيد خصوصا به آسمان شب .

-         به كوه برويد و به آب جويبارها نگاه كنيد.

-         كسب آرامش فكري را به صورت مستمر تمرين كنيد.

-         شب را زود بخوابيد و صبح حداقل يك ساعت قبل از طلوع آفتاب بيدار شويد.

-         هر شب قبل از خواب در حدود ده دقيقه براي مرور مسايل در تاريكي وقت صرف كنيد. سپس ده دقيقه براي آرامش با يك كلمه ي مقدس وقت خود را با بركت سازيد و براي همه درخواست صلح، سلامت و نيكي كنيد. آنگاه خود را به دست با بركت ترين نيكوي عالم بسپاريد و به خواب برويد.از بحثهايي كه با جدالهاي عصبي همراه است بپرهيزيد و تا ميتوانيد از عصبي شدن دوري كنيد كه ريشه ي خلاقيت شما را ميخشكاند.

-         ذهنتان را باز بگذاريد و بخواهيد تا فكرهاي سالم و سازنده و مفيد در آن جاري شود.

-         هر از چندي كه ايده هايتان شكل گرفتند ، جمع بندي جديدي از آنها داشته باشيد و آنها را بنويسيد.

-         با افراد مورد اعتماد در مورد ايده هايتان صحبت كنيد.

-         سعي كنيد با افرادي كه صحبت ميكنيد از نوع انسانهاي حسود نباشند و اگر به دستاورد مشتركي رسيديد نقش و سهم آنها را محفوظ بداريد.

-         انتقاد پذير باشيد.

-         سعي كنيد ايده هايتان را به نتيجه برسانيد . سپس به سراغ ساير ايده ها برويد..

-         ايده هاي خود را پس از اطمينان منتشر كنيد.

-          بدانيد كه ايده هاي نو و كارساز همواره پيچيده نيستند(خصوصا در ابتداي كار كه هنوز ويژگيهاي فني در آنها وارد نشده اند). بدانيد كه فكر هاي بكر به معناي فكر هاي عجيب و غريب نيست.

-         بدانيد كه هيچ تك ايده اي نميتواند همه ي مسايل عالم را حل كند و هيچ تك انساني قادر به حل همه مسايل نيست و همه ي مسايل نيز ارزش وقت صرف كردن ندارند.

-         سعي كنيد به دنبال حل مسايل كوچك و در عين حال كاملا مشخص باشيد.

-         مشخص كنيد كه هر ايده اي چه مسايلي را ميخواهد حل كند.

-         امكان وجود يا انجام هر فكر ، شيوه يا رويداد ظاهرا غير ممكني را در نظر بگيريد.

-         از ابتدا خود را با محدوديتها رو به رو نكنيد اما از محدوديتها نيز غافل نباشيد.

-         بدانيد كه بسياري از ايده ها از راه مقايسه كردن شكل ميگيرند.

-         سعي كنيد پس از تصميم در مورد كار بر روي ايده اي ، آنرا پالايش كنيد.

-         سعي كنيد كاربردهاي مختلفي براي ايده هايتان پيدا كنيد تا مورد استفاده ي طيف وسيعتري قرار گيرند.

-         بهترين شيوه ي ممكن براي به نمايش گذاشتن و عرضه ي ايده هايتان را يررسي و استفاده كنيد.

-         موثرترين افراد و گروهها را براي معرفي ايده هايتان انتخاب كنيد.

-         به دنبال موضوعات مالكيت فكري براي ثبت ايده هايتان باشيد.

قوانين مالكيت فكري را مطالعه كنيد تا از حقوق خود آگاهي پيدا كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 23:24  توسط نای  | 

یاد باد آن جان جانان یاد باد                سبزه و سوسن  ترا در این بهاران یاد باد

یاد باد آن راکه در هنگام مرگ       ساحت دست سخا و مهر او را  یاد باد

یاد باد آن روزگاران را که با هر لطف او           شاخه ای از سرو جانم  شادباد

یاد باد آن عید را کز رحمتش        در دل تنها یتیمان خنده ای آزاد باد

باشد آیا کو پذیرد این دعا            چشم من در زیر پای نازنینش خاک باد

         

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 10:29  توسط نای  | 

اولین نوشته چیست که اینقدر مشتاق آنیم؟  اولین خواندنی نیز اینچنین است . بخوان به یاد آنکه دوست دارد بخوانی و او خواندنی ترین است. هر جلوه ای که بهار دارد، جمال او را از بهار دریاب . زیباست که زیبایی عرضه میدارد. در این نو بهار به این امید می توان رسید که هر شب اگر نه هرلحظه، دست بلند کنی که ای دوست مرا دریاب. سالها بی یاد تو ندانستم که برای تو دست بلند کردم و امسال شاید راهی دهی که به یادت و همراه با تو بسوی تو دست گشایم. از غفلتها سراغ آگاهی ها را باید گرفت و از نادانیها سراغ داناییها را. از ناداری ها  با عبرت گیری به داراییها میتوان رسید. راز اینکه نیمی از  اسطوره ها و مکتوبات مذهبی به بدی و شیطان اختصاص دارد شاید در همین عبرت گیری است . گاهی اوقات باید گفت خوب باش و نیمی را هم باید گفت بد نباش و نه تنها آن بلکه  باید نشان داد چگونه بد نباش .آنها نشانه ها و نمود ونتایج بد بودن را به صورت موارد و حکایتها برای من و تو به نمایش میگذارند.  در مقابل، در این مکتوبات همواره سخن از این است که چگونه میتوان خوب بود و خوبان چگونه خوب بوده اند و چه کرده اند تا خوب شده اند. ما شاید هیچگاه همان کاری که آنها کرده اند را نتوانیم انجام دهیم و شاید دیگر بعضی از آن گونه موقعیتها در دنیای فعلی موضوعیت خود را از دست داده باشند. اما خلوص و راهیابی و چاره اندیشی و همیاری و یادگیری و یاد دهی و تلاش  و در کمین لحظه های با شکوه ازخود گذشتگی نشستن و برکت خواهی و بارش  و شکار کردن نور  در لحظه های تاریکی هرگز از زندگی من و تو رخت نخواهد بست و ما زنده به آنیم.   

منتظرم و امیدوار. به حکم همین لطفی که شد ، امیدوارم .

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 11:12  توسط نای  |