|
|
|
|
|
هيهاتمناالذله هر گاه مسافري به قصد ديدار او خداحافظي ميكند، نميدانم چه بگويم. چه درخواستي كنم. فقط ميگويم با ادب بگو سلام رساند و گفت شرمندهام. از مسافرت كه بر ميگردند، ميگويند تا اين را گفتيم حالمان دگرگون شد. آنوقت ميفهمم كه واقعاً ميبايد شرمنده بوده باشم و حق همان بود. كه درخواست كرده بودم. از همين رو خودم جرات ديدارش را ندارم. ميداني، ميگويم اگر رفتم و آنوقت پرسيد با چه رويي آمدهاي چه بگويم؟ آخر شرمندگي هم هديه است كه براي او ببري؟! بالاتر از آن، اين ترسي است كه نكند، آنجا كه وارد میشوم، به يكباره گستاختر از اكنون شوم. آنوقت شرمندگي هم هزار بار به چنان وضعی ارجح خواهد بود. پس يا بايد هيچگاه به سراغش نرفت و يا دل بدريا زد و كله را خالي از هر انديشهاي كرد و بي هر آدابي بدرگاهش رفت. اما اين از من عاقل بر نميآيد . بايد صبر كنم تا «بيشعور» شوم . شايد اين معنايي از معاني «هيهاتمناالذله» باشد. چه كنم با اين ذلت، چون آنها كه هيهاتمناالذله گفتند. خيلي عزيز بودند كه «كدري» را لحظهاي نپذيرفتند و چه كششي در جان داشتند كه اين كوشش عظيم در وجود آنها جوشش گرفت. «و تو بيچاره چه داني كه آن كشش چيست؟» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:31 توسط نای
|
|
||
|
|
|
|
|
برای امروز و روزهای دیگر شما دوستان آدرسهای زیر را که از مجله ی اینترنت انتخاب شده تقدیم میداریمwww.iranscience.net
www.persian-language.org www.bugtraq.ir www.bgp4.as www.trailrank.com www.fork.com www.reddit.com www.myblogging.com www.tehnorati.com www.del.icio.us www.blinklist.com www.digg.com امیدواریم قابل استفاده باشد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:33 توسط نای
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی هر انسان در يك ديدگاه به لحاظ فرصتي كه در اختيار اوست بر روي يك محور زمان قابل ترسيم است. به عبارت ديگر يك فرصت t ثانيه اي در اختيار اوست تا مطلوبيتهايي را تعريف و براي دستيابي به آنها تلاش كند. هر كاري در هر مختصات يا چارچوب فضا – زماني تعريف شده اي ، زمان نياز دارد تا انجام شود. فعاليتهايي كه در كل زمان t توسط هر فرد صورت مي گيرد ، نشانگر تاريخ (حوادث) زندگي آن فرد است و كارنامه او را تشكيل مي دهد. اما راههايي براي توسعه زمان زندگي يا هستي هر فرد وجود دارد كه او را از محدوديت زماني بيرون مي آورد و فرصتهایش را توسعه مي دهد. برخي از اين راهها به صورت زير مي تواند باشد: 1- اگرهر فرد بخواهد چيزي را ياد بگيرد يا كاري را انجام دهد چند راه وجود دارد، يا خودش به تنهايي به اين كار اقدام كند و يا از دانش و تجربه و كمك ديگران استفاده كند. استفاده از دانش ديگران و شاگردي كردن ، باعث ميشود يك فرد از كل زماني كه فرد يا افراد ديگري براي همان مطلبي كه او ميخواهد بداند يا تجربه كند، در زمان بسيار كوتاهتري استفاده كند و به آن دانش مسلح شود. پس راه اول ، آموختن از طريق شاگردي كردن است. 2- راه ديگر براي دستيابي به خواسته ها از طريق مشاركت كردن با ديگران و مشاركت دادن آنها در كار مورد نظر است. بدين ترتيب در بازه زماني بسيار كمتري ، با انرژي فردي بسيار كمتر ، اشتباه كمتر ، انگيزه ، علاقه ، شوق و لذت بيشتري مي توان به آن رسيد. 3- راه سوم، برانگيختن ديگران به گونه اي صادقانه براي انجام كار مورد نظراست. در آن صورت حتي هنگاميكه شما از پا افتاده ايد و يا درحال انجام كار ديگر يا كاري مكمل كار آنها هستيد ، براي هدف سالم شما كار مي كنند. پس شما در واقع زمان آنها را نيز خريده ايد و آنها در كار شما شريك شده و زمان آنها نيز توسعه مي يابد. 4- شيوه هاي ديگري نيز هست كه شما مي توانيد در مورد آنها فكر كنيد و بدين ترتيب زمان خود را بسط يا توسعه دهيد. شما اگر از اين شيوه ها استفاده كنيد ، در خوابتان هم مي توانيد زندگي سازنده اي داشته باشيد. اين امر يا از طرق قبلي ممكن است و يا با سپردن خواسته هايتان به ناخودآگاه و جهت دادن به ذهن براي فكر كردن در زمان خواب بمنظور آمادگي در زمان بيداري ،امكانپذير اما از اين مهمتر اين است كه مي توانيد بعد از فوت نيز از دنيا بهره ببريد و به خواسته هاي خوب خود برسيد . مي پرسيد چگونه ؟ خوب ، سعي كنيد به چيزهايي فكر كنيد تا افرادي را برانگيزيد كه دنباله افكار ، اعمال و آرمانهاي شما را بگيرند. اين يعني تداوم حيات و ابدي زندگي كردن. پس هر چه مي توانيد به جاودانگي خود فكر كنيد . شما بايد بدانيد كه در حقيقت هرگز نخواهيد مرد و در واقع همواره بايد مفيد باشيد .پس از آن بايد سعي كنيد حساسيتهاي خود را كاملا براي ديگران بوضوح و روشني توضيح دهيد. شرط مهم در اينجا اين است كه آنها را معقولانه برانگيزيد تا فكر كنند و براي آنها بوضوح و با دقت تمام و با جذابيت توضيح دهيد كه به نفع آنهاست كه در اين راه نه فقط فكر بلكه قدم بردارند و ديگران را نيز با خود همراه كنند. شما بايد فضايي را بوجود آوريد كه نظرگاهها ، آرمانها ، افكار و فعاليتهاي شما و ديگران در تعامل با يكديگر قرار گرفته و به صورت نمايي (منظور همانند يك تابع رياضي "نمايي" است) رشد و توسعه پيدا كند. البته در اينجا الزاماً شما در محور و مركز نخواهيد بود و اصولاً بحث از محوريت شخص خاصي نيست بلكه تداوم حضور و مفيد بودن و بالندگي هستي انسان مطرح است. « نهالها را بكاريم. اما در هنگام كاشتن نهالها در اين انديشه باشيم و كاري كنيم تا پس از ما به جنگلي ماندگار ، پربار ، با صفا و سودمند تبديل شوند». |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 14:23 توسط نای
|
|
||