|
|
|
|
|
دوستی بود پاک نهاد با فهمی
عمیق از مسایل مهم زندگی و حیات همیشه لبخند زیبایی بر لب
داشت و چهره ای گشاده و صمیمی و بی تکبر برای بزرگان آنچنان احترامی
قایل بود که گویا همان دم در محضر آنها حضور دارد سالها با کتاب گذرانده بود و
شب همه شب بیدار و منتظر و گریان شکارچی نکته های بدیع از
کلام حق بود و درعین حال عامل به یافته هایش وخاضع در برابر نادانسته هایش از کلام
او یک حضرت حق میگفت اما تو
میدانستی که هزاران حق در منظور اوست بیحد مودب و مبادی آداب بود . همه را محترم می داشت
و از خود برتر نویسنده و مترجمی زبردست و
بسیار خوش قریحه بود همانند نامش بسیار نکودست و
دستش به خیر بود مهمان نوازی گشاده دست و
انسانی بی تکبر و خادم بود چنان دل پاکی داشت که با
اندک کلامی مروارید اشکش جاری میشد شناختش از شریعتی زبانزد
همگان و شیفته ی این ابرمرد اندیشه ی
معاصر بود انتقادپذیر و گشاده ذهن و
آماده برای شنیدن کلام مخالف و مرد تغییر و نهیب بر خویشتن بود تابع مطلق رسول و تسلیم محض
او بود و از هیچ ذره ای از شریعت فروگذار نبود غم یتیمان و ناداران در دلش
موج میزد و این را یافته ی خود از مولایش میدانست و شبها را بدین صورت با آنان
سپری میکرد و جان خویش رادر پایان بر سر
این پیمان گذاشت و تنها به سوی یار با دستی پر سفر کرد و دوستان را داغدار. حیف بود ! تازه داشت بهارش فرا
میرسید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:13 توسط نای
|
|
||