تبليغاتX
naay
از هر باغي گلي

مثل یک بازی است که به تنهایی بی معناست

کششی است طرفینی که زیبایی آن درنیروی کشش متقابل است .  

 با زور یا قدرت نمایی هیچ سنخیت و آشتی پذیری ندارد

طنابی است که هرچه طرفینش بیشتر کشیده می شود نیروی جذب آن بیشتر می شود

میتواند زیبا باشد به شرطی که میان همسنخها و همدلها صورت پذیرد

توافق و همکاری طرفین را میطلبد اما فقط با توافق دو نفر تکمیل نمی شود

به صورت بخشی از کل سیستم روابط خانوادگی و اجتماعی باید مورد نظر قرارگیرد تا همکاری همگان را برانگیزد

برای آنکه دوام بیابد باید همواره چون گلی از هر سو محافظت شود

بر خلاف گلها ، با گذشت زمان یا رشد مییابد و یا پژمرده میشود و این بستگی به باغبانش دارد

بر خلاف زندگی ما ، مرگ و زندگی آن به میزان زیادی در دست ماست

کلام ، تاثیری عمیق در پایداری آن دارد و از این جنبه همچون روابط دو کشور است

قهر و آشتی نمک آن است به شرطی که زیاد شور نشود

حریم آن بسیار مقدس است . بهوش باش تا آن را نشکنی

احترام ، صبر، ظرافت ،  ملاحظه ، و فداکاری پنج ستون نگهدارنده این ساختمان است   

میتواند باعث دوری از فساد شود به شرطی که قناعت پیشه باشی

میتواند تو را با عشق آشنا کند به شرطی که همسازی در میان باشد

صبر فراوان میخواهد تا به بار نشیند و خود آزمونی از صبر و پایداری است

با زیبایی و دلدادگی شروع میشود ولی الزاما به همین ترتیب ادامه نمییابد

اگر محور آن را منیت تشکیل دهد همچون ... تو و دیگران را فراری میدهد

میلیونها نفرظاهرا ازدواج کرده اند اما از این میان تنها عده ی قلیلی با یکدیگر زندگی کرده اند

اگر تصمیم به ازدواج گرفتی :

 با خود رو راست باش

راستگو باش هر چند به ضررت باشد اما نیازی به اعتراف به گناهان در مقابل دیگران نداری

هر چه برای خود میپسندی برای فرد مقابلت هم همان را بپسند

زیاده طلب نباش چون نه تو بهترین و نه زیباترین فرد دنیایی

بی هدف و از روی نیاز صرف به این مهم اقدام نکن

انتظار چیزهای نادانسته و ناشناخته را نیز داشته باش . خیلی چیزهاست که تو باید یاد بگیری

اگر برخلاف خواسته ات جوابی شنیدی بدان که این آخر دنیا نیست. خیلیها بالاتر از تو بودند که نه شنیدند.

اگر ازدواج کردی و مشکل پیدا کردی به گردن من حقیر نیانداز. بدان که من فقط به تو گفتم : "اگر"
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 17:38  توسط نای  | 

وسوسه ، کششی یک یا چند جانبه برای انجام کاری است که مطلوبیتی دارد و یا خواسته ای را ارضا میکند. این مطلوبیت میتواند لذت ، امکان و یا فرصتی باشد.کسی که به فروشگاهی وارد میشود و به هرترتیب ممکن سعی در تهیه ی پوشاک مورد علاقه ی خود دارد ، ممکن است دچار وسوسه ای شود که ذهن او را به خود اشغال میکند. این وسوسه ، او را از همه جانبه نگری محروم میکند . در صورتی که کشش به اندازه ی کافی قوی باشد ، اختیار فرد در گزینش سایر جنبه ها و شیوه ی عقلایی امتیازدهی به آنها دچار اختلال میشود و به عبارتی اختیار از او سلب میشود. این سلب اختیار را پوشاک مزبور انجام نداده بلکه معیارهای یک لباس خوب ، کاربردها ، الزامات ویا نیازهای و مطلوبیتهای دیگری است که در ذهن فرد نقش بسته و در واقع خود آن فرد است که با گزینش یک الگوی ذهنی ، خویشتن را در این مسیر قرار داده است. به بیان دیگر گرچه میتوانند عامل یا انگیزه ی بیرونی داشته باشنداما نهایتا عوامل و انگیزه ها و پاسخهای درونی هستند که تعیین کننده ی عمل واقدام نهایی فرد هستند. در این میان وجود یک وسوسه ی جزیی شاید چندان مشکلی را در ابتدا ایجاد نکند بلکه تن دادن به وسوسه و طفره رفتن و سر باززدن از تحلیل و بررسی نتایج مترتب بر آن است که بتدریج با خاطره های مکرر و خوشایند دستیابی به مطلوبیتها یک الگوی رفتاری را ایجاد میکند. الگوهای رفتاری معمولا به صورت عادی پذیرفته میشوند و این روند در طول زمان تشدید شده والگوهای دیگری را در چرخه ی رفتاری وارد میکند. بالنتیجه بتریج و به صورت فزاینده ای روان فرد به سوی پرتگاه کژرفتاری سوق پیدا میکند . از این بدتر آن است که فرد ، رفتار خود را کاملا موجه قلمداد میکند و در نتیجه ، رفتار سالم دیگران برای او ناموجه مینماید.

به هرترتیب ، قبل از پذیرفتن هر کشش شدید لازم است عوامل ایجاد و پیامدهای آن و به عبارتی تحلیل سود-هزینه در مورد آن صورت گیرد. از آنجا که مشخص نیست کششها چه موقع بسوی ما خواهند آمد لازم است همواره بیدار بود . رها کردن خویش و سپردن آن به دست حوادث و یا غفلتهای موضعی ، هر دو زیانهای غیر قابل پیش بینی را برای روان ما به دنبال خواهند آورد.

بیداری و مراقبت از خود یک امر دایمی است ، خصوصا آنگاه که بیشتربه عنوان الگوی رفتاری دیگران قرار میگیریم.  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:28  توسط نای  |