|
|
|
|
|
(بروزن آهنگ گل پونه ها از مرحوم ایرج بسطامی ) چرا که با بی وفایی عجین شد این دل من چرا همه دوستی بدل به دشمنی شد چرا گل شادی به تیر سرکشی بدل شد چرا که وحدت ما فدای خود کامگی شد چرا ز حلقوم ما به جای ناله ی نی کلام دشمنی برون شد شاید آنکه اندرون من ز اهرمن فزون شد چرا گذشته های خوبم بیاد من نیامد چرا جبیب من سراغ من نیامد شاید آنکه لایقم همین بود شاید آنکه درد من همین بود اکنون میجوشد خشم اهرمن از گلوله های سوزان گلوله های سوزان مگر دعای من نبود آنکه صبوری ام عطا کن چه شد دعای پیرمردان و گریه های مادران ما ن دوباره میروم سراغش دوباره می کنم صدایش دوباره جستجو کنم در اندرونم که شاید چو کودکی بگویم که ناتوانم که بی نوایم که درد من دوایی که خانه ام ز درد و غم رهانی زغم رهانی زغم رهانی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 19:23 توسط نای
|
|
||
|
|
|
|
|
این کدام پیروز است که میترسد این کدام محبوب است که جفا میکند این کدام عاقل است که خطا میکند این کدام صادق است که دروغ میگوید این کدام منعم است که دریغ میکند این کدام برگزیده است که طرد میکند این کدام مومن است که ریا میکند این کدام لطیف است که خشونت میکند این کدام قاضی است که حکم بی دلیل میکند این کدام دختر است که بی گناه کشته میشود این کدام انسان است که ظلمت را دوست میدارد این کدام حمله ای است که بر بی دفاع میشود این کدام مادری است که نعش فرزندش را میبوسد این کدام حسینی است که یاری نمیشود این کدام خواهری است که در سوگ برادر میگرید |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:39 توسط نای
|
||
|
|
|
|
|
این کدام پیروز است که میترسد این کدام محبوب است که جفا میکند این کدام عاقل است که خطا میکند این کدام صادق است که دروغ میگوید این کدام منعم است که دریغ میکند این کدام برگزیده است که طرد میکند این کدام مومن است که ریا میکند این کدام لطیف است که خشونت میکند این کدام قاضی است که حکم بی دلیل میکند این کدام دختر است که بی گناه کشته میشود این کدام انسان است که ظلمت را دوست میدارد این کدام حمله ای است که بر بی دفاع میشود این کدام مادری است که نعش فرزندش را میبوسد این کدام حسینی است که یاری نمیشود این کدام خواهری است که در سوگ برادر میگرید |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:38 توسط نای
|
||
|
|
|
|
|
مردم این مملکت و خصوصا جوانان شاید از عجایب روزگار باشند . تا دوماه قبل تصور بر این بود که جوانان نسبت به مسایل و رویدادهای جامعه بی تفاوت اند . اما این سه هفته گذشته نشان داده که شاید حساسترین جوانان دنیا در این مملکت یافت شوند. اکنون مشخص است که آنها هم خوب فکر میکنند و هم مسئولانه عمل میکنند . آنها نسبت به بزرگترها نه بی ادب اند و نه بی تفاوت وحتی کاملا قدردان آنها هستند. مسلم است که با همه ی معضلاتی که برای آنان وجود دارد و در این کشور کارهای زیادی باید کرد تا آینده ی تحصیل ، اشتغال ، ازدواج ، مسکن ، تامین اجتماعی ، بهداشت و آزادیهای معقول آنان به گونه ای نسبی تامین شود و دسترسی به سطح مناسبی از این ابعاد ، برنامه ریزیها و اقدامات بسیار سنجیده ای را می طلبد ، و به عبارت دیگر جوانان از این بابت طلبکار مسئولین اجتماعی هستند ، اما آنان بهیچوجه نا امید و بی تفاوت نیستند . مشخص است که جوانان اصولا به دنبال نا آرامیهای اجتماعی و سوء استفاده از نا آرامیها یا به تعبیری ایجاد انقلاب کور نیستند. همین امر نشان می دهد که از گذشته درس آموخته و حاضر به پرداخت هزینه های جبران ناپذیر و رها کردن سرنوشت خود به جریانهای نامطمئن و آشوبهای سامان ناپذیر نیستند. به حداقل رسیدن درگیریهای خیابانی نشانگر رشد نگرش دموکراتیک و تشخیص اهمیت حرکت در چارچوبهایی است که عدم تعارض با حقوق دیگران را در دستور کار دارد. همین امر نشان از بلوغ ذهنی در سطح وسیع و اعتقاد به موازین اخلاقی نیز هست . یکی از مولفه های چنین رفتاری ، رشد اخلاق و عملکرد اخلاقی است. بیدار ماندنهای جوانان تا پاسی از شب برای حمایت از کاندیداهای خود نشانگر نشاط ، امید ، و انرژی بسیار بالای آنان و یاد آور وجه دیگری از حماسه ای است که در سال 1357 آفریده شد اما با رویکرد و بلوغی کاملا متفاوت . گریز از تخریب و به دنبال حقیقت بودن ، هرچند که در هر حرکت اجتماعی عناصری از شائبه ها هم یافت شود و اقلیتی نیز به دنبال اغراض و منافع شخصی باشند ، یاد آور نظم پذیری و درک اهمیت سازماندهی در حرکتهای اجتماعی است . شاید این خود طلیعه ای باشد از حل معضل قدیمی جامعه ی ایرانی که همان تکروی و ضعف عملکرد گروهی است . مسایل فوق ، به شرط صحت برداشت و تحلیل ، مسئولیت بسیار سنگینی را بر دوش رهبران اجتماعی میگذارد. لذا از این پس قبل از هرچیز باید در برنامه ریزی و تصمیم سازیهای اجتماعی از قابلیتها و مشارکت جوانان به عنوان جریانهای تعیین کننده و به صورت کاملا سامان یافته بهره گیری کنند. تدوین و به کارگیری مکانیسمهای عملیاتی برای متبلور ساختن امور مربوطه از اهمیت حیاتی برخوردار است .از این پس شوراهای جوانان وآماده سازی زمینه های ورود فعال جوانان در عرصه های چالش برانگیز و خصوصا در حل بحرانهای اجتماعی باید در دستور کار قرار گرفته و ساماندهی این گونه فعالیتها را نیز باید با مشارکت فعال خود آنان فراهم کرد و آنان را به این اطمینان رساند که سرنوشت آنان در دست خود آنهاست . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:20 توسط نای
|
|
||