|
|
|
|
|
چاره می جویم از باد که گاه برایم از سفرهای دور خبری ، اثری ، عطری و قاصدکی می آورد ای دوست که گاه در چهره ی نسیم صبحگاهی و گاه در هیبت طوفان می وزی و حیات می آوری و یا زندگی می گیری تو کیستی و چیستی که خوش خبری برای عاشقان و بد یمنی برای کاشانه از دست دادگان اما شاید کاشانه ای را بر میگیری تا از فرسودگی به نوآوری رسانی و یا آن را که مهربانانه می نوازی ، به خواب می بری تا دیگر روز با تازیانه ای به همراه رعد و برق بیدار کنی از تو درسها می آموزم از نگاههای گوناگون با تو زندگی کردن در دریا و به هیجان آوردن موجها و بر روی موجها آموزش یافته غلتیدن، رمز زندگانی ناخدایان دریادل است و در صحرا در باد رمل با چشم نیمه باز سفر کردن رسم ساربانان راهدان است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 16:59 توسط نای
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی ، یک لحظه اش هزارسال و هزارسالش یک لحظه است . زندگی ، میلیونها میلیون خاطره است که از انبار حافظه برگرفته میشود . اگر حافظه نباشد فقط در حال زندگی می کنی . و اگر تنها در حال زندگی کنی هیچ اندوخته ای نخواهی داشت تا مابقی را بر روی آن بنا کنی یا رابطه ای با چیزهای دیگر برقرار کنی . زندگی ، سرتا سر امید است . اگر امید نباشد فقط تاریکی است و تاریکی یعنی نابودی. اگر میخواهی با نشاط زنده بمانی باید در نور حرکت کنی و از ظلمتها بپرهیزی و به نور پناه ببری حرکت مبنای سلامت و سلامت تضمین کننده ی حرکت است . اگر میخواهی سالم باشی باید همواره هم در فکر حرکت و هم در حرکت باشی ، آنهم حرکتی در پرتو نور و با هدایت نور عشق، انگیزه و انگیزاننده ی حیات است . اگر میخواهی با انگیزه و پویا، حرکت بی وقفه و غیر تکراری داشته باشی با عشق زندگی کن. عشق به دانستن، آموختن ، محبت ورزیدن ، فداکاری کردن حیرت ، پایه ی مستی و غرق شدن در هستی ناب است و آنگاه زیباتر میشود که بر حیرتت افزون شود تا آنجا که خود را هیچ ببینی .آن هنگام نقطه ای میشوی که در کاینات ، بی هیچ بار و زحمتی رقصان به هر سو می رود . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 18:52 توسط نای
|
|
||
|
|
|
|
|
نقل از سایت تابناک
شهید مطهری از منظر یک اندیشمند برجسته اسلامی به دفاع و تأکید بر آزادی بیان و اندیشه و در کل آزادی سیاسی میپرداخت. با نگاهی به اندیشههای ایشان به خوبی میتوان دریافت که نه تنها نباید از آزادی سیاسی حتی برای مخالفان بیمناک بود بلکه باید از آن استقبال کرد؛ هم حق انسانی است و هم برای دفاع از آرمان و باورهای دینی سودمند است. به باور مطهری «اگـر در جـامـعـه ما محیط آزاد برخورد آرا و عقاید به وجود بـیـایـد، به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان را مـطـرح کـنـند و ما هم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح کـنـیـم، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتـر رشد میکند و به اعتقاد من، تنها طریق درست برخورد با افکار مـخـالـف، همین است والا اگر جلو فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست دادهایم، در جمهوري اسلامي هيچ محدوديتي در افكار وجود ندارد و از به اصطلاح، كاناليزه كردن انديشهها اثر نخواهد برد؛ همه بايد آزاد باشند كه حاصل انديشهها و تفكرات اصلي خود را عرضه كنند. (1) علی (ع) که شیوه حکومتداری عادلانهشان زبانزد دوستان و دشمنان است، در پاسخ به یکی از یاران درباره به زندان افکندن و برخورد با یکی از مخالفان که قصد شورش و توطئه داشت، میفرمایند: (انـا لو فعلنا هذا لکل من نتهمه من الناس ملانا السجون منهم ولا اگر ما این کار [زندانی کردن] را درباره همه کسانی که آنان را بـه مـخـالـفـت مـتهم میکنیم، انجام دهیم، باید زندانها را از مـخـالـفان پر کنیم. من از آنان نیستم که به مردم بتازم و آنان را زنـدانـی کـنم و کیفر دهم، جز آن گاه که با ما اظهار مخالفت کنند و البته منظور حضرت از «اظهار» مخالفت هم مشخص است. در حالی که خوارج با حضرت مخالف بودند و به گفته شهید مطهری در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند، اما حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبهرو مىشدند و صحبت مىكردند، طرفين استدلال مىكردند، استدلال يكديگر را پاسخ مىگفتند. شايد اين مقدار آزادى در دنيا بىسابقه باشد كه حكومتى با مخالفان خود تا اين درجه با دمكراسى رفتار كرده باشد. مىآمدند در مسجد و در سخنرانى و خطابه على پارازيت ايجاد مىكردند و حتی به ایشان ناسزا میگفتند اما حضرت تا آن زمان که خوارج دست به اسلحه برای اظهار مخالفتشان نبردند، حضرت به مقابله با آنان برنخاست. به گفته استاد مطهری «امـیـرالـمـومنین(ع) با خوارج در منتهی درجه آزادی و دمکراسی رفـتـار کـرد. او خلیفه است و آنها رعیتش، هرگونه اعمال سیاستی بـرایـش مـقـدور بود، اما او زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سـهمیه آنان را از بیتالمال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر افـراد مینگریست. این مطلب در تاریخ زندگی علی عجیب نیست، اما چیزی است که در دنیا کمتر نمونه دارد.» (2) از سوی دیگر، حضرت علی که حکومتداری او جایگاه خاصی در اندیشه سیاسی مطهری دارد حق انتقاد از حاکم را برای مردم محترم میشمرد و حتی از آن به عنوان حق خود بر آنها یاد میکند. حضرت علی ـ علیه السَّلام ـ میفرماید: و امّا حقی علیکم فالوفاء بالبیعة و النصیحة فی المشهد و المغیب. نهجالبلاغه، خطبهی 43. و امّا حق من بر شما این است که به عهدتان وفا کنید و مرا در نهان و آشکار نصیحت نمایید. امام خمینی نیز به پیروی از همین سیره بود که میفرمودند:«هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمام دار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد. (صحیفه نور، ج7، ص 91 ) یا آنجا که میگفتند: «اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتهای، خودت را حفظ کن.» (صحیفه نور، صص 33 و 43) مطهری حتی امکان اشتباه کردن مردم را دلیل گرفتن آزادی سیاسی از آنها نمیداند: «اگر به بهانه اين كه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نميفهمند آزادي را از آنها گرفت، اين مردم تا ابد بيلياقت ميمانند. مثلاً در انتخاب وكيل اگر بخواهند فردي را كه از نظر آنها شايسته است، تحمل كنند اين مردم تا قيامت مردمي نخواهند شد كه رشد اجتماعي پيدا كنند. رشد مردم به اين است كه آزادشان بگذاريم، ولو در آن آزادي ابتدا اشتباه هم بكنند.»(3) امروز اما جامعه ما همچنان اصول و آرمانهای خود را طلب میکند و برای تحقق آنها تلاش میکند. نسل امروز نیازمند آشنایی و ارتباط بیشتر با این اندیشههای ناب است. اندیشه نابی که متحجران تاب تحملش را نداشتند و با گلوله در برابر آن قرار گرفتند. اگر مطهری و بهشتی امروز نیستند، اما همچنان اندیشهشان زنده است. انقلاب برای آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی بود. اگر خوارج در حکومت علی آنهمه آزادی داشتند، اگر اسلام با همین آزادیها زنده بوده است، اگر با آزادی بیان میتوان از دین دفاع کرد، چرا نباید آنهایی که دلبسته به همین انقلاب و کشور و دینند بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند؟ آیا اگر کسانی با برداشتهایی متحجرانه سد راه این آزادیها بشوند و اجازه طرح و بیان افکار و آرای گوناگون را در جامعه ندهند و به این حق انسانی نامهایی برای توجیه کردن گرفتن این حق طبیعی از آنها بدهند، نباید امروز نگران باشیم و خواهان بازگشت به همان اصول؟ آیا اینکه امروز چگونه میتوان از دین، از باورها، از انقلاب و نظام دفاع کرد دغدغه ما نیست؟ آیا همانگونه که نگران اسلامیت نظام باید باشیم نباید نگران سدکردن آزادی بیان و اندیشه و جمهوریت باشیم؟ امروز دفاع از حق انتقاد از حاکمان و مسئولان و بیان آزادانه انتقادات و آرا و اندیشهها و جلوگیری از برخوردهای تحدیدی و سلبی و کاهش هزینه فعالیتهای سیاسی، عدم برخوردهای قهرآمیز با فعالان سیاسی و مدنی به عنوان دغدغهای مهم برای بازگشت به آرمانهای انقلاب شکوهمند اسلامی مطرح است. نباید تصور کنیم همه خطرها از بیرون متوجه ماست، هر چقدر از این فضای آزادی که مطهری و بهشتی و امام برایمان ترسیم میکردند، تحت هر نامی فاصله بگیریم این هم یک خطر است. باور کنیم همان گونه که استاد مطهری میگفت: «اسلام به اين دليل باقي مانده كه با شجاعت و صراحت با افكار مختلف مواجه شده است. در آينده هم اسلام تنها و تنها با رویارویی صريح شجاعانه با عقايد و افكار مختلف است كه مي تواند به حيات خود ادامه دهد و من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار ميدهم كه خيال نكنند راه حفظ معتقدات اسلامي جلوگيري از ابراز عقيده ديگران است. از اسلام فقط با يك نيرو ميشود پاسداري كرد و آن علم است و آزادي دادن به افكار مخالف و مواجهه صريح و روشن با آنها.» هر رفتار و برخوردی که باعث برخورد با فعالان سیاسی و منتقدان و جلوگیری از حق انتقاد و بیان بشود و به سلب حقوق مدنی دامن بزند و به افزایش هزینه فعالیتهای سیاسی در جامعه ما دامن بزند، با اندیشه مطهری به عنوان یک تئوریسین بزرگ انقلاب اسلامی و آنچه در حکومت علی(ع) در برخورد با مخالفان سرسختش دیدیم که از فضای آزادی بیان برای مخالفت و برخورد با حکومت حضرت استقاده میکردند، همخوانی و همراهی ندارد. امروز باید از ارزشهای انقلاب دفاع کنیم. بپذیریم که آزادی سیاسی در متن تعالیم اسلام و سیره ائمه و آرمانهای انقلاب است و نمیتواند با براندازی نرم ارتباطی داشته باشد. 1- پیروامون انقلاب اسلامی صفحه 49 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 8:31 توسط نای
|
||