|
|
|
|
|
کنار جوی آب نشستن و به زمزمه ی زیبای آن گوش سپردن پس از یک روز کار و تلاش مفید شبی را آسوده سر بر بالین نهادن ساعتی را با دوستانِ دوست به گفتگو به سر بردن و از نوای نی شنیدن در امید رسیدن به پایانی سالم ، زندگی کردن دست نیازمندی را گرفتن و شانه را حایل کردن و باری را از او برداشتن دروغ نگفتن ، دروغ نشنیدن و ریا نورزیدن در شبی پرستاره ، به آسمان نگریستن و خود را در فضای بیکران گم کردن دلی را شاد کردن و خنده ای بر روی لبی آوردن غرور نورزیدن روزی را بهتر از دیروز به سر بردن پوست درختان را در زیر باران بهاری لمس کردن تپه ها و کوهها را یکی پس از دیگری با تلاش و آرامش پشت سر گذاشتن لقمه ای نان را با سبزی خوردن و از تلخی یا تندی آن لذت بردن در فلسفه ی هستی عمیق شدن و با عالم یکی و ناپدید گردیدن سینه ها را از کینه ها خالی کردن و از محبت انباشتن خود را محتاج حکمت دیدن و در مکتب بزرگان زانو زدن و با جان و دل از سرچشمه ها نوشیدن در تقارن غرق شدن و ورای آشوبها ، نظم و سازگاری و هماهنگی را دیدن در مقابل افسونگریها خود را نباختن در ترکش خمپاره ای دود شدن یا با ضربه ای به خوشبختی رسیدن . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:42 توسط نای
|
|
||